|
انجمن ناشنوایان سخنی از جامعه ی ناشنوایان
| ||
|
قدرت خودباوری، اراده واعتماد به نفس برای همه ی انسانها باعث رشد و تکامل خواهد شد .
افرادی که با ناشنوایان کار می¬کنند بسیار مهم است که بتوانند با افراد ناشنوا ارتباط برقرار کنند اگر موفق به برقراری ارتباط نشوند نمیتوانند کمکی به این افراد کنند.
مشاورانی گه تمایل به ارائه خدمات به این عزیزان را دارند لازم است که حتما نحوه برقراری ارتباط را با آنها یاد بگیرند.....
و اما خود ناشنوایان
ناشنوایان لازم و ضروری است که با یک مشاوری که آشنا به موقعیت و ارتباط با انهاست در مورد مسائل خود شامل نحوه مطالعه ، کمبود اعتماد به نفس (که متاسفانه خیلی از ناشنوایان در این زمینه مشکل دارند) ، ازدواج ، شغل ، مشکلات زندگی روزمره و خلاصه هر چیزی که فکر میکنند لازم هست صحبت کنند
البته نه هر مشاوری ....
باتوجه به این مسائل از دوستان خواهشمندم که نظرات خود را درمورد سوالات زیر بیان کنند :
آیا تجربه مشاورهای تا به حال داشته اید که مفید بوده باشد ؟
یک مشاور خوب برای یک ناشنوا چه کسی میتواند باشد ؟
خدمات مشاوره ای در شهر شما برای یک فرد ناشنوا چطور است ؟ بی نهایت سپاسگزارم [ چهارشنبه 16 شهریور1390 ] [ 16:50 ] [ شریعت احمدی ]
وضعیت شغلي بزرگسالان ناشنوا : يكي از بزرگترين مسائل در دوران بزرگسالي ناشنوايان پيدا كردن شغل است . اشكالات آنها در خواندن و نوشتن آنها را در بازار رقابتي مشاغل در موضع ضعف قرار ميدهد . تحقيقاتي كه در سال 1974 توسط Delk صورت گرفته بود بيانگر اين بود كه 43 درصد افراد ناشنوا كه از تحصيلات عاليه برخوردار بودند در كارهايي مشغول به كار بودهاند كه از سطح تخصصشان پايينتر بوده است . يكي از عوامل روشني كه بر نوع مشاغل برگسالان ناشنوا تأثير ميگذارد فرصتهاي آموزشي محدود آنان ميباشد . شايد سوالتي كه در اين زمينه براي بنده مطرح شده براي شما دوست عزيز نيز جاي تأمل باشد ناشنوايان در زمينه شغل يابي با چه مشكلات ديگري دست و پنجه نرم ميكنند ؟ چه خدمات و تسهيلاتي را دولت در اين زمينه براي ناشنوايان ارائه داده است ؟ نظر شما در مورد فرصتهاي شغلي برابر ناشنوايان با افراد شنوا چيست ؟( چگونه ميتوان اين فرصت ها را به وجود آورد ؟ ) با سپاس قبلی احمدی [ شنبه 16 بهمن1389 ] [ 17:37 ] [ شریعت احمدی ]
خرم آن روز که مشتاقی به نگاری برسد آرزومند نگاری به نگاری برسد در جامعه ي امروزي علاوه بر شغلي ، تحصيلي ، مسكن، ازدواج و ... كه براي افراد جامعه وجود دارد ناشنوايان از اين ار مستثني نيستند به خصوص در امر ازدواج . شايد بتوان گفت در امر ازدواج ناشنوايان با محدوديت هاي بيشتري روبه رو هستند. مثلاًاگر يك ناشنوا بخواهد با يك شنوا ازدواج كندكند ، ترس از ارتباط كلامي ،ترس از اينكه در آينده فرزندي ناشنوا داشته باشد و يا حتي به علت وجود فرهنگهاي غلط و نادرست از اينكه ديگران درمورد ازدواج او چه خواهند گفت ،براي خود موانعي خيالي ميسازد. به گفته يكي از محققين (ترنر) « احتمال فرزند ناشنوا براي والدين ناشنوا آن قدر كم است كه وقتي شرايط مناسب باشد بر هيچ وجه لازم نيست آنان را از اين موضوع بترسانيم ۀ مخصوصاً زماني كه بر ما مسلم شده ناشنوايان تحصيل كرده عموماً مي توانند به نحو خردمندانه و شايسته اي امور خود را مديريت كرده و فرزندان خود را تربيت كنند و اعضاي محترم و مفيدي برا ي جامعه باشند »
خوب حالا به نظر شما خوانندگان محترم : « چه عواملي مي تواند براي ازدواج ناشنواين مانع ايجاد كنند ؟ » يا « ناشنوايان بيشتر دوست دارند با چه گروهي ( شنوا يا ناشنوا) ازدواج كنند و چرا ؟» مشتاق نظراتشما هستم .اگر خاطره اي در اين مورد داريد در صورت تمايل ميتوانيد ارائه دهيد............
با سپاس فروان [ سه شنبه 12 مرداد1389 ] [ 17:36 ] [ شریعت احمدی ]
در حال حاضر در كشورمان ايران خبري از حمايت گروه ناشنوايان به گوش نمي رسد ،گذشتيم از مسئولين فعال و خلاق و پركار .!!!! خود ناشنوايان بزرگوار طرحي ،ايده اي يا كه انتقاد و پيشنهادي در زمينه ايجاد فرهنگ سازي وپيشرفت و شناخته شدن خود ندارند ؟؟؟!! سوالي كه در قسمت ارئه مي شود اين است كه : خود ناشنوايان چه نقشي در ايجاد فرهنگسازي و ايجاد روابط گسترده براي فردايي بهتر دارند ؟؟؟؟
[ سه شنبه 21 اردیبهشت1389 ] [ 18:15 ] [ شریعت احمدی ]
مژده اي دل كه دگر باد صبا باز آمد هدهد خوش خبر از طرف سبا باز آمد درود بر همه شما عزيزان ،اميدوارم سال 89سالي بسيار خوب براي همه ي هم وطنان به خصوص شما ناشنوايان عزيز باشد و اميد است سالي كه با نام كار مضاعف همت مضاعف نامگذلري گرديده در قشر شما ناشنوايان بزرگوار بيشتر صدق كند . با آرزوي سربلندي [ دوشنبه 2 فروردین1389 ] [ 17:5 ] [ شریعت احمدی ]
امروزه افراد تقريباً سعي مي كنند كه در جامعه ي خود حضوري سازنده و فعال داشته باشند و به اصطلاح حضوري پررنگ تا بتوانند جايگاه مناسب خود را پيدا كنند. اما در جامعه معلولين ، حضور افراد كم شنوا و ناشنوا تا حدودي كم رنگ به نظر مي آيد ( البته به نظر بنده ) .كم اطلاعي عموم در مورد نحوه ي ارتباط ، فرهنگ ارتباط، حقوق اين افراد(مادي و معنوي) ، احساسات ، مشكلات و... اين افراد خود به نوعي مشكل ساز شده است كه در اين زمينه كم لطفي صدا و سيما جهت بالا بردن سطح اطلاع عموم را نمي توان ناديده گرفت . احساس مي كنم افراد مرتبط با اين گروه هم راكداند و به نظر مي آيد فعاليت هاي جديدو تازه براي كاستن مشكلات صورت نمي گيرد ( جنبشي نيست در اين خاموشي ). پيشنهادات شما در مورد سوالات زير مي تواند كمكي براي بنده و سايرين جهت برنامه ريزي موثر در آينده باشد كه به قول شاعر « هر كجا هستي بگو با من ... .» اما سوالتي كه مطرح است در زمينه هاي زير است براي معرفي كم شنوايان و ناشنوايان به جامعه و كاهش مشكلات موجود چه بايد كرد؟ دولت و آموزش و پرورش براي كاهش معضلات موجود چه نقش تازه اي را مي توانند ايفا كنند ؟ نقش خود افراد كم شنوا و ناشنوا در بهبودي اوضاع موجود چيست ؟ حضور كم شنوايان و ناشنوايان را چگونه مي توان در عرصه هاي مختلف بيشتر كرد ؟ «... هر كجا هستي بگو بامن . روي جاده نقش پايي نيست از دشمن . آفتابي شو ! رعد ديگر پا نمي كوبد به بام ابر مار برق از لانه اش بيرون نمي آيد و نمي غلتد دگر زنجير طوفان بر تن صحرا روز خاموش است، آرام است از چه ديگر مي كني پروا ؟» به امید سر بلندی برای شما [ دوشنبه 9 آذر1388 ] [ 10:48 ] [ شریعت احمدی ]
با سلام به تمامي دوستان وهمراهان به خصوص دوستان عزيزم در دوران تحصيل ام در تربيت معلم كه دلم براي همشون تنگ شده و همه ي افرادي كه اين متن را مطالعه مي فرمايند.در طي سه روز كلاسهاي فشرده ضمن خدمت با نام ارزشيابي كيفي-توصيفي بنده به عنوان يك معلم تازه كار از بين مطالبي كه ارائه شد يكسري نكاتي را جمع آوري كردم كه شايد براي همكاران و بقيه عزيزان مفيد واقع شود . گزيده اي از اين نكات به قرار زير است: v ارزشيابي در صورتي زيباست كه در خدمت يادگيري باشد . v امروز تعامل فردا را آموزش دهيد . v اين اجازه را به دانش آموزان بدهيد كه كه خودشان به تفاهم برسند ، مثلاً خودشان كلاس را كنترل كنند يا خودشان همديگر را براي پذيرش مطالب آماده كنند . v بياييد با خنده به هم سلام كنيم . v اجازه دهيد فراگيران در تعيين مشق به شما كمك كنند، مثلاً به صورت يك نمايش هم مي توان اين كار را انجام داد اين كار را با سليقه و ذوق خود انجام دهيد . v روز اول و دوم مهر ماه به بچه ها تكليف ندهيد سعي كنيد بيشتر با هم آشنا شويد . v خود را از بچه ها بدانيد براي آنها مانند يك دوست باشد ، با گفتن جملاتي مثل بچه ها چرا امروز كلاسمون كثيفه ؟ يا مثلاً بچه ها امروز يكي از همكلاسيمان نيست و ... v از فراگيران در مورد مكان تدريس و ... نظر خواهي كنيد . v انسان ها با هم برابر نيستند سعي كنيد به ويگي هاي فردي دانش آموزان هم توجه كنيد. v به دانش آموزانتان سفارش كنيد كه در روز چهاردهم فروردين از آوردن كيف و كتاب خودداري كنند قرار بگذاريد كه در اين روز به بيان خاطرات نوروزي بپردازند خواهيد ديد كه با چه شوقي به مدرسه مي آيند . v در ساعت آخر سه يا پنج دقيقه به بچه ها استراحت دهيد مثلاً قصه بگوييد بازي كنيد و... تا بچه ها احساس زندگي كنند . v از كلمات جادويي مانند لطفاً، خواهشاً و بفرماييد حتماً استفاده كنيد . v بچه ها را براي پاسخ دادن رو به رو دوستان قرار دهيد . v سعي دانش آموزان را مورد تقدير قرار دهيد . v ساعت رياضي را در زنگ اول نگذاريد متاسفانه تدريس رياضي طوري جا افتاده كه در آن كمتر شادي است در صورتي كه خود رياضي مشكلي ندارد .شادي را به كلاس رياضي بياوريد v هميشه در حال پويايي باشيد هميشه به دنبال راه هاي تازه براي يادگيري باشيد v هفته اي دو سه جلسه كار گروهي كافيست . اگر كلاسي كه يك ساعت كار گروهي انجام مي دهد و آن يك ساعت كاملاً شلوغ است آن كلاس مشكل دارد و بر عكس . v تكليف هيچ وقت نبايد براي تنبيه در نظر گرفته شود . v اگر فكر مي كنيد اگر تكليف به بچه ها داديد نتوانيد به موقع آن را بررسي كنيد از دادن تكليف خودداري كنيد . v تكاليف را خط نزنيد بنويسيد بررسي شد يا مهر بزنيد زيرا اين كار نوعي ارزش گذاري به كار فراگير است با اين كار به او گفته ايد كارش ارزشمند است . v مهمترين و و ارزشمندترين تكاليف را به فراگيران در كلاس بگوييد . v در املا زير غلط خط نكشيد بگذاريد فراگير خود آن را پيدا كند ( خود سنجي) و يا به كمك دوستش غلط ها را پيدا كند (همسال سنجي ) v اولين كار نقاشي يا نوشتن بچه هاي كلاس اول را در پوشه كارشان نگهداري كنيد وبعداً كه پيشرفت كرد به او نشان دهيد زيرا اين كار براي آنها لذت بخش است . اين خلاصه اي از اين كلاس ها بود اميدوارم كه اثر بخش باشد . به اميد روزي كه مدرسه ها شادي و زندگي را به بچه ها هديه كند نه تنفر و فرار را .
به اميد ديدار
[ شنبه 11 مهر1388 ] [ 18:33 ] [ شریعت احمدی ]
« هنگامي كه دسي بل ها را قسمت كردند » زماني كه دسي بل ها را قسمت ميكردند ما از آن بهره ای نبرديم با اين حال ،من سكوت را فريبنده و زيبا يافتم اما تو نه من به لشكر ناشنوايان پيوستم اما تو شانه خالي كردي سپاه من همواره براي « شناخت » مي جنگد اما تو خواهان گمراهي هستي شادي من با چشمانم است اما شورو شعف تو همراه به صدا است من در زبانم ميرقصم تو،اما آواز ميخواني ...در كنار يكديگر رشد ميكنيم من رهايي خود را يافته در اين راه، هنجار بودنم را فدا كرده ام اما تو شانه خالي كردي ...بي سلاح و زخم خورده از جنگ براي عدالت جنگيدي و در حالي كه هم قطاران شنوايت راحت وبي دردسر پرسه مي زدند تو در مزارع خشخاش تنها آرميده بودي خود را برگزيدي هموراره قهرمان پيشرو بودي و هرگز نخواستي مرا تحسين نمايي ... تو مرا شكست دادي و صدا بر من غلبه كرد وانمود كردي كه لغزش ناپذيري اما شاديت از اين پيروزي در دوردست ها ، به خط افق ابدي ، همواره به انتظار بازخواست نشسته است . « اما ناشنوايي هرگز ترا محكوم نمي كند » اكنون تبهكاران ژنتيك در كمين مان نشسته اند حمله ي استراتژيك ، به شيوه اي نو در انفجاري از گلوله ها آن هم هيروشيميايي بر كاسه چشمان ما فرو ريختند گازهاي اشك آور ، احساساتت را خاموش كرده انفجاري سنگين ، سركوبت كرد اما هنوز،... شانه خالي مي كني خواهش مي كنم سازو برگ نظامي را رها كن و به لشكر ما بپيوند به دور از خشونت و ويرانگري
سستي هاي فردي خود را كنار بگذار و غرق در امنيت شو بگذار ، بازوهايمان در هم گره خورند تنها در آن صورت است كه هرگز
هنگام پرسه زدن هاي بي دردسر هم قطارانت تنها در مزارع خشخاش نخواهي آرميد
برگرفته از كتاب مشاوره ي ناشنوايان نوشته ماريان كوركر .(مترجم گيتا موللي )
[ شنبه 10 مرداد1388 ] [ 8:19 ] [ شریعت احمدی ]
« سطري روي ماسه ها » مردي به دوستش گفت :« روزي هنگام مد دريا با كناره كفشم عبارتي روي ماسه ها نوشتم . هنوز هم مردم مي ايستند تا آن را بخوانند و مراقبند در آينده هيچ چيز نتواند آن جمله را پاك كند. مرد ديگر پاسخ داد «من نيز روي ماسه ها عبارتي نوشته بودم ، اما زماني آن را نوشته بودم كه آب پايين رفته بود و وقتي با مد دوباره بالا آمد امواج آن را پاك كرد . اما بگو تو چه نوشته بودي !؟ » مرد اول گفت : « نوشته بودم من كسي هستم كه وجود دارد ، اما بگو تو چه نوشته بودي ؟ مرد ديگر پاسخ داد : « نوشته بودم من چيزي جز قطره اي از اين اقيانوس بزرگ نيستم » « جبران خليل جبران »
[ شنبه 3 مرداد1388 ] [ 19:2 ] [ شریعت احمدی ]
- بزرگترين چالش جامعه ناشنوايان چيست ؟
- با راه اندازي چه نوع فعاليتهايي مي توان افراد ناشنوا را به جامعه معرفي كرد ؟
- وضعيت كودكان ناشنوا را در مدارس ايران چگونه ارزيابي ميكنيد؟ [ دوشنبه 29 تیر1388 ] [ 19:41 ] [ شریعت احمدی ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||